سربازی

سلام،

من هم گرفتار یه تقدیر ناخواسته شدم ، تقدیری که همیشه باعث و بانی ش رو نفرین می کنم ، رضا خان رو ، آخه مردک این چی بود که آوردی تو ایران

الان هم با گذشت چند سال و اندی بیشتر هنوز با ما مثل زندونی های اردوگاهای کار اجباری یهودی ها (که راست یا دروغ ش فرق نمی کنه) برخورد می کنن،

انگار نه انگار ما با پای خودمون اومدیم تو این خراب شده.

ورو.د خروج ها مثل صد سال پیش محدود و تصور از نظم اینه که فقط آی کیوی پشت گردن هم و از راست نظام رو بلد باشی ...

زیاد شنیدم که می گن دوران سربازی دوساله اما خاطراتش یه عمر، راسته اما چه دوسال مزخرفی، همه چیش خوبه ها ، با یه مشت جوووون با حال تو سر کله هم میزنییم، اما من دیگه تقریبا برییدم ،

همیشه حس می کردم واسه غذا طمع و مزه و نوعش واسم مهم نیست، فقط یه چیز جامد باشه که صدای این شکم رو بخابونه کافیه، اما حالا می بینم که این برنج های تایلندی پادگان چه مزخرفی های هست که این دوستان با چاشنی شاید کافور یا شاید هم نه به خورد ما می دن... یه غذایی که اگه به لطف چای شیرین یا دلستر نبود نمی دونم چطور باید باش کنار می اوومد.

البته بی انصافی هم نمی کنم برخی از غذاهاش در حد به قفقازی واسم ارزش داره، مثلا تخم مرغ آب پز و  نصف سیب زمینی .

رژه و ضرب چهار و کار های نظامی ش رو تا وقتی مه به عنوان تنبیه نباشه دوس دارم و حتی با اینکه معاف از رزم گرفتم همراه دوستان می رم واسه رژه اما همون درد غذا ...

 


من هم رفتم سربازی ، نیرو انتطامی - مشگین شهر استان اردبیل

/ 5 نظر / 31 بازدید
محمدصالح

والبته انشالله خوش بگذره ...

علی سریزدی

حاجی تو دیگه چرا اونجا؟ هم خشه هم خش نی اما خشیش بیشتر ناخشیشه!

محمدرضا مهرانپور

به امید خدا تمومه آموزشی امیدوارم یگان یه جای خوب بیفتیم

آسمون کویر

پی خوش می گذدره بیشتر از این خوش بگذره ان شالله